آبرو در لغت به معنای ناموس و شرف و اعتبار و ... آمده و انسان به خاطر کرامت ذاتی که دارد جانشین خداوند متعال در روی زمین شده و از طرفی فرشتگان هم مامور به سجده کردن برای انسان شدند تا جایی که ابا کننده از آن از درگاه الهی رانده شد . بنابراین نفس این انسان محترم است و شایسته احترام .
از نظر اسلام حفظ جان ، مال و آبروی مردم و حتی اندیشه آنان محترم است و احترام به ناموس دیگران را بسیار مهم می شمارد . امام صادق (علیه السلام) می فرمایند : حرمت مؤمن از حرمت کعبه بالاتر است . به گونه ای که مال مؤمن را دارای حریمی چون خودش در نظر گرفته اند . اسلام عزیز آبروی مسلمان را بسیار ارزشمند می داند و ریختن آن را بسیار خطرناک و گناهی بزرگ شمرده است . متاسفانه در جامعه ما چیزی که نزد برخی ها ارزش ندارد همین آبروی مسلمان است که آن را خیلی راحت مورد تاخت و تاز قرار می دهند و خود و دیگران را گرفتار عذاب الهی می کنند .
آبروی مؤمن محصول یک عمر زندگی ، تلاش و سختی است و تمام سرمایه ی او می باشد . اما این امر مهم که در آیات و روایات اسلامی تأکید بسیاری به آن شده است ممکن است در اثر جهالت و یا غرض ورزی عده ای در یک لحظه از دست برود ، چیزی که جبران آن بسیار مشکل است و حتی ممکن است هیچگاه جبران نشود .
لذا توجه به آموزه های دینی و عواملی که باعث ریختن آبروی مؤمن می شود بسیار ضروری به نظر می رسد چرا که دقت در آیات و روایات نشان می دهد که که خداوند توجه بسیاری به آن داشته تا جایی که هر چیزی که زمینه ریختن آبروی مؤمن می شود صراحتا به آن اشاره شده و از آن نهی شده است .
تعریف آبرو
آبرو در لغت به معنای 1. عرق ، خوی ، آب رخ ، آب روی 2. اعتبار ، قدر ، جاه ، شرف ، عرض و ناموس است . و در اصطلاح آبروی کسی را ریختن : وی را مفتضح کردن ، او را مفتضح نمودن .[1]
عرض جمع اعراض است به معنی تبار و حسب و نسب و شرف و امثال اینها که مایه ی فخر و مباهات است ، آبرو ، ناموس ، شرف ، قدر ، مقام و اعتبار .[2]
اهمیت حفظ آبروی مؤمن
پوشاندن زشتی و بدی و قبیح و عیب ، از نعمت های بزرگ و احسان های عظیم و الطاف بی بدیل حق درباره عبد است . و باید دانست وقتی خدای مهربان در دنیا بدی و زشتی بنده ی مومنش را می پوشاند و آبرویش را میان مردم حفظ می کند ، قطعا در قیامت به بنده ی مؤمنش و گنهکار بازگشت کننده به درگاهش توجه بیشتری خواهد کرد ، و زشتی و بدی اش را بیش از پیش پرده پوشی خواهد نمود .
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرمایند : از خداوند درخواست کردم که در روز حساب حساب رسی امت را به خودم واگذار کند که بندگان اگر لغزشی داشتند آبروی من پیش پیامبران پیشین نرود . خداوند پاسخ داد حساب آنها را خودم به عهده می گیرم که اگر لغزشی داشتند آبرویشان پیش تو نرود .
با توجه به اینکه خداوند حفظ آبرو را به این اندازه مهم داشته که حتی نزد پیامبر خود نمی خواهد که آبروی بنده داش ریخته شود ، پس چکونه انسانها به خود اجازه می دهند که با آبروی یگذیگر بازی کنند .
توجه به اصل کرامت انسان
"لِلهِ عَزَّ و جَلَّ فی بِلَادِهِ خَمسٌ حُرَم ؛ حُرمَةٌ رَسولِ اللهِ و حُرمَةُ آلِ الرَّسولِ و حُرمَةُ کِتابِ اللهِ عَزَّ و جَلَّ و حُرمَةُ کَعبَةِ اللهِ و حُرمَةُ المُؤمِنِ "
مملکت خداوند بزرگ را پنج حریم است : حریم پیامبر (صلی الله علیه و آله) و حریم آل پیامبر و حریم کتاب خدای بزرگ و حریم کعبه الهی و حریم مؤمن "
از منظر قرآن کریم ، انسان نسبت به سایر مخلوقات از کرامت و جایگاه ویژه ای برخوردار است و این کرامت در پرتو ایمان و تقوای الهی ایجاد می شود .
خداوند متعال در قرآن می فرمایند : " إنَّ أکرَمَکُم عِندَالله أتقَاکُم " به درستی که ارجمندترین شما نزد خدا ، پرهیزگارترین شماست .
بنابرین مؤمنان در نزد خداوند دارای کرامت و مرتبه ای بلند هستند و آنچه که سبب پایمال شدن این کرامت شود از نظر دین مذموم است .
روایت شده است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) رو به کعبه کرد و فرمود : " آفرین بر تو ای خانه ( خدا ) چقدر نزد خداوند بزرگی و حرمت داری ! اما به خدا سوگند که مؤمن ( نزد خداوند ) محترم تر از توست ، زیرا خداوند از تو یک چیز را حرام و محترم قرار داده است ، ولی از مؤمن سه چیز را : مالش ، جانش و گمان بد او .
مقدس ترین سرزمین کعبه مکرمه ( قبله گاه مسلمانان و نمازگزاران ) است ، به گونه ای که بدون توجه به آن نماز باطل است و حیوانی که به آن سو ذبح نشود ، حرام است . تکریم و احترام کعبه بر همه واجب و اهانت به آن ، حرام و گناه بزرگی است . هر کس نسبت به آن قصد سوء داشته باشد ( مانند ابرهه ) با لشکر شکست ناپذیر " طیر ابابیل " رو به رو خواهد شد ، ولی مؤمن بالاتر از کعبه قرار دارد .
بنابراین مؤمن حقیقی برای حفظ کرامت دیگران یا گمان نیکو با آنها برخورد می کند و به خود اجازه نمی دهد که از طریق وسوسه های شیطانی ، بدون هیچ دلیل محکم و استوار بدبین شود و با دیده حقارت به آن ها بنگرد .
لزوم حفظ آبروی مؤمن
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) : هر حسنه ای صدقه است و هر چیزی که مرد مسلمان از ثروت خود برای خود و خانواده اش انفاق کند ، برای او صدقه (نزد خدا) نوشته می شود و هر چیزی که شخص مسلمان به وسیله ی آن ، آبروی خود را حفظ کند ، برای او به خاطر حفظ کردنش ، صدقه نوشته می شود ."[3]
ابو بصیر می گوید از امام باقر علیه السلام پرسیدم : مردی از یاران ما فقیر است و من می خواهم زکات خود را به او بدهم ، اما او شرم می کند که زکات بگیرد . آیا لازم است به او بگویم که این زکات اموال است ؟
حضرت در جواب فرمود : عملی که خدا بر تو واجب نموده انجام بده ولی مؤمن را خوار مکن .[4]
امام صادق (علیه السلام ) می فرمایند : هر کس از شما بتواند خداوند متعال را با دستی نیالوده به خون و اموال مسلمانان و زبانی سالم از لطمه زدن به آبروی آنان دیدار کند ، پس باید چنین کند .[5]
امام زین العابدین (علیه السلام) : هر که از لطمه زدن به آبروی مسلمانان خودداری کند ، خداوند عز و جل روز قیامت از لغزش او درگذرد .[6]
قیصر روم به کشیشی گفت : بالاترین حکمت چیست ؟ گفت : شناختن قدر خویش ، پرسید کاملترین عقل کدام است ؟ گفت از حدود علم تجاوز نکردن ، سؤال کرد : بیشترین حلم چیست ؟ گفت بردباری در مقابل دشنام ، پرسید : بالاترین نگهبان حیثیت چیست ؟ گفت نگهداشتن آبرو .....[7]
دفاع از آبروی مومن
هر مسلمانی وظیفه دارد به اندازه توان خود ، آبروی برادر مومن خود را حفظ کند و نگذارد خدشه ای به آن وارد شود .
مردی در حضور رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از کسی بدگویی کرد ، در همان جا فرد دیگری از او دفاع کرد . حضرت فرمودند : " کسی که جلوی آبروریزی برادر مومنش را بگیرد ، از آتش دوزخ در امان است "
و در روایت دیگر است که فرمودند :
"کسی که در غیاب برادر (مسلمان) خود از او دفاع کند ، بر خداوند لازم است که او را از آتش جهنم محافظت کند ."[8]
امام صادق علیه السلام فرمود : خدای بزرگ می فرماید هر که بنده مؤمنم را خوار سازد مرا به ستیز فرا خوانده است و هر که بنده ی مؤمنم را بزرگ دارد از خشمم در امان ماند .[9]
و نیز در روایت آمده است که کسی که در مجلسی غیبت برادر خود را بشنود و در مقام رد آن بر آید و از او دفاع کند خداوند هزار نوع از شرور دنیا و آخرت را دور خواهد ساخت .[10]
بنابراین تنهاد نهی از غیبت کردن کافی نیست بلکه بر هر فردی لازم است که از برادران دینی خود دفاع کند و در حفظ آبروی آن ها بکوشد . یعنی بر هر مسلمانی لازم است انتقادها و عیب هایی را که به برادر دینی اش وارد می شود با توجیه صحیح و خداپسندانه دفع کند و زمینه شایعه پراکنی ها و اشاعه ی فحشاء را از بین ببرد تا دیگر کسی جرأت نکند بدون
عوامل آبروریزی
اتهام
یکی از مواردی که باعث ریختن آبروی مومن می شود تهمت زدن به افراد است .
ابن ابی یعفور می گوید : امام صادق علیه السلام فرمود : هر که بر مرد یا زنی مؤمن به آنچه که در آن ها نیست افترا بندد خداوند او را در روز رستاخیز در "طینت خبال " برانگیزاند تا از سخنی که گفته به در آید . عرض کردم "طینت خبال" چیست ؟ فرمود : آب چرکینی که از فرج زنان بدکاره بیرون آید .
امام باقر علیه السلام روایت نموده که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود : دشنام گویی به مؤمن ، هرزگی ، و پیکار با او کفر و خوردن گوشتش (باغیبت) نافرمانی خداست .[11]
حسادت
عده ای از مردم برای اینکه به اشخاص حسادت می برند به تحقیر کردن طرف مقابل می پردازند . و حتی گاهی شرم نکرده و در حضور او بدگویی می کنند . و با کمال تعجب این رفتار خود را پسندیده می شمارند و آن را صراحت لهجه نام می گذارند در صورتی که باید این صفت را بی حیایی نامید .
بی جهت آبروی بندگان خدا را بردن و نسبت به مردمی شریف بی احترامی روا داشتن ، جز بی شرمی ، چیز دیگری نیست . این افراد گاهی به صورت شوخی و استهزاء و متلک گفتن ، مقصود خود را انجام می دهند . بدگویی ناپسند است خواه در جلسه خصوصی باشد ، خواه در جلسات بزرگ ، خواه در روزنامه باشد خواه به صورت بیانیه در آید ؛ قبیح به هر لباس درآید قبیح است .
افراط در شوخی و خنده
در روایت آمده است که : مزاح ناروا و مسخرگی ، زبان را از اینگونه سخنان نگهدار که آبرو را می برد ، موجب سقوط و مایه ی دشمنی است ، نهال عداوت در دلها می نشاند ، با کسی مزاح نکن و اگر با تو مزاح کردند جواب نده تا رشته سخن عوض شود ، از کسانی باش که با بزرکی از لغویات می گذرند .[12]
پیامبر اکرم(صلوات الله علیه و آله) می فرمایند : شوخی بیش از اندازه و بسیارآبرو را می برد خنده ی زیاد ایمان را محو می کند.
عنبسه ی عاید نقل می کند:شنیدم حضرت صادق(علیه السلام) می فرمود:خنده ی بسیار آبرو را می برد.[13]
و حضرت صادق (علیه السلام )می فرماید : مبادا مزاح کنید که آبرو را می برد.[14]
و البته باید دانست که در این جا مطلق مزاح کردن منظور نیست، رعایت نکردن حد ومرزهای شوخی و خنده طبق فرمایشات معصومین(علیهم السلام)باعث ریختن آبرو می گردد.
استهزاء
خداوند متعای در سوره حجرات می فرمایند : لَا یَسخَر قَومٌ مِن قَومٌ[15] . یکدیگر را مورد مسخره و استهزاء قرار ندهید .
بی شک استهزاء مومن و برجسته کردن نقص های ظاهری او و سرزنش کردن انسان به خاطر خطاهایی که مرتکب شده و همچنین نگاه تحقیر آمیز به او باعث تحقیر و ریختن آبروی او می شود
تجسس
تجسس نیز از مواردی است که در قران به صراحت از آن نهی شده و حتی در هیچ موردی و در هیچ شرایطی انجام آن در زندگی شخصی افراد مجاز شمرده نشده و این صراحت در نهی دلالت بر گناه بودن آن دارد .
ارتباط بین تجسس و ریختن آبروی مومن به این صورت است که اگر شخصی در زندگی خصوصی مردم تجسس کند سعی می کند از تمام زوایای زندگی آنان آگاه شود و از هر مسئله ای که بدست آورد کنجکاوی او بیشتر می شود و بازگو کردن این مسئل به افراد دیگر ممکن است باعث هتک حرمت شخص و افشای مسائلی شود که شخص به آن راضی نیست .
عیب گویی
یکی از مهم ترین راههای حفظ آبروی برادر دینی ، پوشیدن کاستی های اوست . و به همین دلیل خداوند متعال که از عیان و نهان بشر آگاه است ، ستار العیوب است و عیوب مردم را برملا نمی کند پس چگونه بر انسانی که خود از عیوب عاری نیست جایز است که به عیوب مردم بپردازد و سعی در برملا کردن نواقص آن ها و بدنام کردن و آشکار کردن خطاهای او باشد .
روزى حضرت عیسى(علیه السلام) از حواریون خود سؤال کردند، اگر شما در جایى ببینید یکى از دوستان و برادرانتان هنگام خواب لباسش کنار رفته و مقدارى از عورتش ظاهر شده است، آیا سعى مىکنید که او را بپوشانید و یا این که عورتش را بیش تر مکشوف مىسازید؟ آنها در پاسخ گفتند: روشن است، سعى مىکنیم عورتش را بپوشانیم. حضرت فرمودند: خیر، شما این کار را نمىکنید، بلکه همه آن را نمایان مىکنید. آنها از این سخن حضرت عیسى(علیه السلام) تعجب کردند، اما متوجه شدند که در این پرسش و پاسخ سرّى نهفته است. حضرت عیسى(علیه السلام) با این کار مىخواستند به یاران و شاگردانشان بفهمانند که حق مؤمن بر مؤمن این است که عیب او را بپوشاند و نه تنها آن را بازگو نکند، بلکه اگر مىتواند پرده پوشى هم بکند تا آبرویش محفوظ بماند.[16]
بنابراین اگر انسان کار بدى از کسى سراغ دارد نه تنها نباید از او غیبت کند و بدى او را براى دیگران بازگو نماید، بلکه باید سعى کند که این عیب مکشوف نشود و مکتوم باقى بماند؛ یعنى خطایى که از او سر زده در بین مردم و مسلمانها زبان به زبان پخش نگردد.
امام صادق علیه السلام می فرمایند : کسی که به منظور عیب جویی و ریختن آبروی مومن و این که او را از نظر مردم بیندازد سخنی را نقل کند ، خداوند او را از ولایتش بیرون کرده ، به سوی ولایت شیطان می فرستد ولی شیطان هم او را نمی پذیرد .[17]
ابی برده گوید : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله با ما نماز گذارد و پس آنگاه شتاب ناک به پا خواست و به سوب در مسجد رفت و دست بر در نهاد و با صدایی بلند بانگ برداشت : ای ایمان آورندگان به زبان که ایمان در دلتان جای نگرفته ! عیبهای مؤمنان را نجویید ؛ زیرا هر که عیب های مؤمنان را بجوید خداوند نیز در پی عیب های او باشد و هر که خداوند عیب هایش را بجوید رسوایش سازد هر چند درون خانه اش باشد .[18]
غیبت
رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) فرمود : " کسی که راه رفت در غیبت برادرش و کشف سرّ او ، اول قدمی که بردارد در جهنم گذارد ، و کشف کند خداوند سرّ او را در بین خلایق "[19]
و در روایت دیگر است که فرمودند : " شب معراج به قومی گذشتم که روی خود را با چنگالهایشان خراش می دادند و با آن صورت و سینه هایشان را می خراشیدند .. از جبرئیل پرسیدم این ها کیانند ؟ گفت : این ها کسانی هستند که گوشت های مردم را می خوردند (غیبت مردم را می کردند) و و درباره آبروی آن ها سخن می گفتند ."[20]
بنابراین کسی که در دنیا به غیبت دیگران می پردازد و آبروی دیگران را می برد ، خداوند نیز در برزخ و قیامت او را مفتضح می گرداند ، و در جهنم نیز با رسوایی و بی آبرویی به سر خواهد برد .
امام صادق (علیه السلام) از حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) روایت کردند که فرمودند : "ای گروهی که به زبان ایمان آوردید و ایمان به قلب شما وارد نشده ، مذمت نکنید مسلمانان را و جستجو نکنید قبایح مستوره ی آنان را ؛ زیرا که کسی که عورات آن ها را جستجو کند ، خداوند جستجو کند عورات او را ؛ و کسی را که خدا جستجوی عورات او کند ، مفتضح کند او را اگر چه در خانه اش باشد "[21]
خداوند متعال غیور است و هتک آبروی مؤمنان هتک حرمت الهی است و اگر انسانی بی حیایی را از حد گذراند و آبروی مؤمنی را ریخت خداوند هم آبروی او را می ریزد و عیوب پنهان او را که به لطف ستاریت خود پنهان داشته بود ، آشکار می کند و او را در بین مردم در دنیا و آخرت مفتضح می کند .
امام باقر علیه السلام می فرمایند : " رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در معراج عرض کرد : "ای پروردگار چگونه است حال مؤمن نزد تو ؟ فرمود : "ای محمد ، کسی که اهانت کند برای من دوستی را ، پس به تحقیق ظاهر شده است به محاربه ی با من ؛ و من سریع تر هستم به سوی یاری کردن دوستان خودم از هر چه " [22]
اظهار نیاز نزد مردم
یکی از عواملی که باعث ریختن آبروی افراد می شود اظهار نیاز و خواهش از مردم است که باعث شکسته شدن عزت و کرامت انسان می شود . در این جا اولین چیزی که آسیب می بیند ، خود حقیق انسان و کرامت و شخصیت اوست که در حدیث داریم که مؤمن حرمتی بالاتر از کعبه دارد .
و به همین دلیل است که در روایات اجازه هر کاری به مؤمن داده شده جز آنکه با درخواست و اظهار عجز خود را حقیر کند . به دلیل این که اظهار نیاز باعث از بین رفتن آبروست چنان که امام سجاد علیه السلام فرموده است : درخواست نیازها از مردمان مایه ی خوار زیستن و از بین بردن حیا و کاسته شدن وقار است ، و این همان فقر نقد است ، و کم درخواست کردن از مردمان همان بی نیازی ( و توان گری ) نقد است .[23]
آبروی انسان حریمی است که چون فرو ریزد ، حرمتهای بسیاری شکسته شود . بنابراین بالاترین ستم انسان به خودش این است که حرمت و عزت خود را نگه ندارد و نباید کرامت انسانی و عزت ایمانی با ذلت تکدی شکسته شود .
امام صادق علیه السلام به یکی از خدمتگذاران خود که به محل کسب و کارش حاضر نشده بود و به سبب بیکاری آبرو و عزت او در مخطره قرار گرفته بود فرمود : " ای بنده خدا عزت خود را نگهدار " آن خدمتگذار گفت : "فدایت شوم عزت من در چیست ؟" فرمودند : " به بازار و محل کسب و کار خویش رفتن و کرامت خود را نگه داشتن "[24]
عوامل حفظ آبرو
بخشش
حضرت علی (علیه السلام) : بخشندگی ، نگاهدارنده آبروست ، و شکیبایی دهان بند بی خردان ، و عفو زکات پیروزی و دوری کردن ، کیفر خیانت کار و مشورت چشم هدایت است .[25]
و در جای دیگر می فرمایند : بخیل ترین مردم در مال خویش بخشنده ترین آن هاست در آبروی خویش .[26]
درخواست نکردن
امام علی (علیه السلام) : آبروی تو یخی جامد است که درخواست آن را قطره قطره آب می کند ، پس بنگر که آن را نزد چه کسی فرو می ریزی ؟[27]
دعا کردن
خدایا آبرویم را با بی نیازی نگهدار و با تنگدستی شخصیت مرا لکه دار مفرما ، که از روزی خواران تو روزی خواهم ، و از بدکاران عفو و بخشش طلبم ![28]
ای خدای من تو را ستایش می کنم که چه بسیار عیبها و زشتیهای مرا پنهان ساختی ، و مرا مفتضح و رسوا نساختی ، و چه بسیار گناهانم را در پرده پوشانیدی ، و مرا میان خلق مشهور نگردانیدی ، و چه بسیار عیب و عارها که من مرتکب شدم و تو پرده دری نکردی ، و ننگ و عار آن را بر گردنم چون طوق نیفکندی ، و زشتی اش را بر دیده های همسایگانم و حسودان نعمت هایی که مرا دادی آشکار نگردانیدی .[29]
ترک جدل و نزاع
امام علی (علیه السلام) می فرمایند : " مَن ضَنَّ بِعِرضِهِ فَلیَدَعِ المِرَاءَ " هر کس از آبروی خود بیمناک است از جدال بپرهیزد .[30]
حق مسلمان بر برادرش
توجه به حقوقی که مسلمانان نسبت به یکدیگر دارند بسیار ضروری است لذا به حدیثی از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله در این زمینه اشاره می شود .
پیامبر اسلام (صلی اله علیه و آله)فرمود : مسلمان بر برادر مسلمانش سی حق دارد که برائت ذمه از آن حاصل نمی کند مگر به ادای این حقوق یا عفو کردن برادر مسلمان او :
لغزشهای او را ببخشد ، در ناراحتی ها نسبت به او مهربان باشد ، اسرار او را ذپنهان دارد ، اشتباهات او را جبران کند ، عذر او را بپذیرد ، در برابر بدگویان از او دفاع کند ، همواره خیرخواه او باشد ، دوستی او را پاسداری کند ، پیمان او را رعایت کند و در حال مرض از او عیادت کند .
در حال مرگ به تشییع او حاضر شود ، دعوت او را اجابت کند ، هدیه او را بپذیرد ، عطای او را جزا دهد ، نعمت او را شکر گوید ، در یاری او بکوشد ، ناموس او را حفظ کند ، حاجت او را برآورد ، برای خواسته اش شفاعت کند و عطسه اش را تحیت گوید .
گمشده اش را راهنمایی کند ، سلامش را جواب دهد ، گفته او را نیکو شمرد ، انعام او را خوب قرار دهد سوگندهایش را تصدیق کند ، دوستش را دوست دارد و با او دشمنی نکند ، در یاری او بکوشد خواه ظالم باشد یا مظلوم ، اما یاری او در حالی که مظلوم است به این است که او را در گرفتن حقش کمک کند ، او را در برابر حوادث تنها نگذارد ، آنچه از نیکی های برادر خود دوست دارد برای او هم دوست بدارد و آنچه از بدی ها برای خود نمی خواهد برای او نیز نخواهد .[31]
پی نوشت
[1] . معین ، محمد ، فرهنگ فارسی معین ، ج 1 ، ص ، 94 ، انتشارات نامن ، چاپ دوم ، قم
[2] . لوییس معلوف ، المنجد ، ج 1 ، ص 1103
[3] . نهج الفصاحه ، ص 13
[4] . گلچین صدوق ، محمدحسین صفاخواه ، ج 1 ، ص 181
[5] . محمدی ری شهری ، میزان الحکمة ، ج 7 ، ص 147
[6] . همان
[7] . جنتی ، احمد ، نصایح ، ج 1 ، ص 286
[8] . نهج الفصاحه ، ص 12
[9] . . ثواب الاعمال محمد بن علی ابن بابویه ، ترجمه صادق حسن زاده ، ص549
[10] . نقطه های آغاز در اخلاق عملی ، محمدرضا مهدوی کنی ، ص 160
[11] . ثواب الاعمال محمد بن علی ابن بابویه ، ترجمه صادق حسن زاده ، ص 553
[12] . جنتی احمد ، نصایح ، ج 1 ، ص 287
[13] .همان.ص 664
3.همان
[15] . سوره حجرات ، آیه 11
[16] . پندهای امام صادق علیه السلام به ره جویان صادق ، آیت الله مصباح یزدی ، ص204
[17] . مهدوی کنی ، محمدرضا ، نطفه های آغاز در اخلاق عملی ، 148
[18] . ثواب الاعمال ، محمد بن علی ابن بابویه ، ترجمه صادق حسن زاده ، ص555
[19] . چهل حدیث ، امام خمینی ، ص 304
[20] . همان
[21] . همان
[22] . همان ص 305
[23] . سیره نبوی "منطق عملی" ، ج 2 ، مصطفی دلشاد تهرانی ، ص 179
[24] . همان ، ص180
[25] . نهج البلاغه ، حکمت 211
[26] . محمدی ری شهری ، میزان الحکمه ، ج 7 ، ص 146
[27] . نهج البلاغه ، حکمت 346
[28] . نهج البلاغه ، خطبه 225
[29] . صحیفه سجادیه ، دعای شانزدهم ، ص 87
[30] . نهج البلاغه ، حکمت 362
[31] . تفسیر نمونه ، ج 22 لإ ص 183
منابع
- 1. انصاریان ، حسین ، شرح دعای کمیل ، انتشارات دارالعرفان ، چاپ سوم تابستان 1384
- 2. محمدی ری شهری ، محمد ، میزان الحکمه ، انتشارات سازمان چاپ و نشر دارالحدیث ، چاپ هشتم ، 1386
- 3. معین ، محمد ، فرهنگ فارسی معین ، انتشارات دیبا ، چاپ دوم ، 1386
- 4. لوییس معلوف ، المنجد ، محمد بندرریگی ، انتشارات ایران ، چاپ ششم ، 1386
- 5. میرزایی ، علی اکبر ، نهج الفصاحه ، انتشارات چاف ، چاپ ششم 1386
- 6. امام خمینی (ره) ، چهل حدیث ، موسسخ تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) ، چاپ سی ام ، 1383
- 7. شیخ رضی ، نهج البلاغه ، ترجمه محمد دشتی ، انتشارات الهادی ، چاپ بیست و هفتم 1384
- 8. معین ، محمد ، فرهنگ فارسی معین ، ج 1 ، ص ، 94 ، انتشارات نامن ، چاپ دوم ، قم
- 9. سیره نبوی "منطق عملی" ، ج 2 ، مصطفی دلشاد تهرانی ،
- 10. ثواب الاعمال ، محمد بن علی ابن بابویه ، ترجمه صادق حسن زاده ،
- 11. گلچین صدوق ، محمدحسین صفاخواه ، ج 1 ،
- پندهای امام صادق علیه السلام به ره جویان صادق ، آیت الله مصباح یزدی ،
- مکارم شیرازی ، ناصر ، تفسیر نمونه ، ج 22 ، انتشارات دارالکتب الاسلامیة ، چاپ بیست و چهارم 1384
- حسینی ، اعظم السادات ، سوء و ظن و حسن ظن به خدا و خلق در آیات و روایات ، انتشارات جامعة القران الکریم ، چاپ اول 1387
- هاشمی رفسنجانی ، اکبر ، فرهنگ قرآن ، ج 1 ، مؤسسه بوستان کتاب ، قم ، چاپ سوم 1386
- امام زین العابدین ، ترجمه الهی قمشه ای ، مهدی ، انتشارات دیوان ، چاپ اول 1386
.: Weblog Themes By Pichak :.
